خطايى ، على اكبر
87
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
آن سرايها از سفالهاى فغفورى سبزست . و حاصل خرابات آن شهر را با آن پادشاهزادهها تعيين كردهاند ، يعنى قحبهخانهها را حاصلش را . و بسيارى ديگر از پادشاهزادهها هستند كه رنجبرى مىكنند و روز خود مىگذرانند . و اگر خاقان چين به سبب گناهى از پادشاهى معزول شود سلطنت از اولاد او منقطع شود ، و يا خاقان وفات كند - دور از روى حاضران - ذريات نداشته باشد از آن پادشاهزادهها كه نگاه داشتهاند در آن شهرها [ هر ] كدام كه قابلتر بود بياورند و بر تخت بنشانند . فصل « 1 » [ و چون خاقان چين خواهد كه به ديوان بهدرآيد . . . ] و چون خاقان چين خواهد كه به ديوان بهدرآيد همراه او سازها مىنوازند كه از همه انواع غريب ، و نايها مىنوازند كه همه نوع او عجيب [ است ] ، چنان كه از الحان آن سازهاى عجيب و از خوشى آن نايهاى غريب هر نفس جان تن را الوداع مىخواست ، و در زمان استماع آن آوازهاى قاغنوس مثال ارغنون « 2 » ايثار و در آن اثنايكان ضرب دهل كريه [ آوازى مىنواختند كه از كراهت ] آواز آن دهل خوشيهاى آن نايها و سازها ناخوش مىنمود . از درياى ابرار زشت هم خوب است كاواز حمار گم شده * ارعنون آيد به گوشم خصم اگرچه انكرست و آواز زشت آن طبل ناخوش تنبيه بوده مر خاقان چين را كه هان مغرور و مشغول آن سلطنت نشوى و فريفتهء « 3 » اين الحانات نباشى كه در عقب اين خوشيها ناخوشى هست كه آن مرگ است .
--> ( 1 ) - س 609 : بعده ( 2 ) - ق : ارغوان ( 3 ) - سها : فرفتهء